من غلام کوی اویم کربلایم آرزوست
بنده ی عشق حسینم نينوايم آرزوست
تاشدم حلقه به گوش سيدوسالارعشق
چون غلامش عاجزانه مه لقايم آرزوست
درهوای کوی تو ،من بیقرارم روز و شب
همدمی چون مرغ حق درنغمه هایم آرزوست
گرچه من آهسته وخسته ولنگان می روم
چون طبیبانه بیائی، جان فدایم آرزوست
درد دارد عاشقي جانا تو درماني بنه
مرهمي آغشته براين دردهايم آرزوست
تقديم به برادرم كه عشق وارادت حسيني داردوقلبش به عشق سيدالشهدا مي تپد.
برچسب: حلقه به گوش,غلام حلقه به گوش رسول ساداتی,غلام حلقه به گوش,تا شدم حلقه به گوش,معنی حلقه به گوش,بنده حلقه به گوش,تا شدم حلقه به گوش در میخانه,داستان غلام حلقه به گوش,شعر غلام حلقه به گوش,تا شدم حلقه به گوش در عشق,
نویسنده: مهدی زمانی