برای همین منظورسه دسته ازمورچگان وهرگروه زیرنظریک سرگروه انتخاب کرده تادرروزهای آینده تحقیقات خودراآغاز کنند.
سه تن از مورچه هاآمادگی خودرا برای عملیات اعلام کرده تاباکمترین تلفات به شیشه عسل برسند يکي ازمورچه ها فکري کرد وگفت: برگ زردي اززمين به دندان گرفته ازدیواره حوض بالامی بریم به لب آب که رسیدیم برگ را توی آب می اندازیم،سوارآن شده وخودمان را به میزغذاخوری میرسانیم. ديگري گفت: ازدرختی که نزدیک حوض است بالامیرویم به یکی ازبرگهامی چسبیم آنقدرخودمان راتکان می دهیم تابرگ روی آب بیفتد، هرچقدرتعدادمان بیشترباشد موفقیتمان نیزدراین نقشه بالاترخواهدبود. سومي گفت:نقشه هردوخوبه اماسوارشدن يک مسئله است وحرکت دادن برگ،هدايت آن به طرف میز مسئله دیگری است
به نظرمن هرسه ازدرخت بالا برويم وبادقت شاخه هايي که روی حوض خم شدندنگاه کنيم بعد،نزديکترين شاخه به ميز راانتخاب کنبم ، خودمان راباميز تنظيم نماییم ودرآخرخودرابه شيشه عسل برسانيم ودلي ازعزادرآوريم.
هرسه تصمیم گرفتندازدرخت بالابروند،مورچه اولي ودومي به روي ميز
پرتاب شدنداما نوبت به مورچه سوم که رسيدهواطوفاني شد ومورچه اي که خودش نقشه کشيده بودنقش برآب شد.
برچسب:
نویسنده: مهدی زمانی