درطبخ غذای نذریش داعیه داربود/
گرچه او رفت ولی زمزمه ای بر لب داشت / یاد بادچلچله ای که بال وپرش خونباربود/آن چله ای که توکربلاغمباربود/ بین الحرمین حماسه ای درکار بود/کاشکی من، غلام حرمت می بودم/می خرامیدی ومن خاک رهت می بودم/کاش درمحضرنورانیت هنگام وصال/می سپاری ومن در نظرت می بودم/
برچسب:
نویسنده: مهدی زمانی