خرید بک لینک

ازچله به چله پدرم مرثیه داربود/

درطبخ غذای نذریش داعیه داربود/

گرچه او رفت ولی زمزمه ای بر لب داشت / یاد بادچلچله ای که بال وپرش خونباربود/آن چله ای که توکربلاغمباربود/ بین الحرمین حماسه ای درکار بود/کاشکی من، غلام حرمت می بودم/می خرامیدی ومن خاک رهت می بودم/کاش درمحضرنورانیت هنگام وصال/می سپاری ومن در نظرت می بودم/

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۶ و ساعت 11:38 |

برچسب: نویسنده: مهدی زمانی تاريخ: شنبه 31 تير 1396 ساعت: 11:37

صفحه بندی