در شام اسارت حرمش تعزیه دار بود
افسوس که ایشان غزلی بیش نخواند/
درحسرت تربت حسین چله نگار بود /
ازچله به چله پدرم چلچله وار بود/
پیوسته حماسه حسین سلسله واربود
آن پیرغلام گرچه غروب کردورفت
بارفتن او زندگی ام زلزله وار بود
او وقف حسین گشت و همی مدیحه دار بود /
درسبک وسیاق زندگی جریحه دار بود /
افسانه هستی اش اگرفانی گشت/
اخلاق کریمانه او طلایه دار بود /
کاش چون پدرم غلام حرمت می بودم،
می خرامیدی ومن خاک رهت می بودم
کاش می شد تو ای بنده نواز /
می سپردی که من در نظرت می بودم/
برچسب:
نویسنده: مهدی زمانی